وقتی یک ملت، امانت خود را به آستان خورشید سپرد
گاهی تاریخ، در یک تشییع نوشته میشود؛ نه با مرکب، که با اشک، سکوت و گامهای مردمی که آمدهاند تا آخرین سلام را به مردی بگویند که همه عمرش را در راه آرمانهایش زیست.

به گزارش دید روز، گاهی تاریخ در یک تشییع نوشته میشود؛ نه با مرکب، که با اشک سکوت و گامهای مردمی که آمدهاند تا آخرین سلام را به مردی بگویند که همه عمرش را در راه آرمانهایش زیست.
از تهران تا قم از نجف تا کربلا و از آنجا تا مشهد، مسیر تشییع پیکر حضرت آیتاللهالعظمی شهید سید علی خامنهای، تنها یک جابهجایی جغرافیایی نبود سفری بود در امتداد باورهای میلیونها انسان که میخواستند سهم خود را از بدرقه مردی ادا کنند که او را متعلق به همه جهان اسلام میدانستند.
آرام گرفتن پیکر او در جوار بارگاه منور حضرت امام رضا(ع) بیش از آنکه یک انتخاب مکانی باشد روایتی نمادین از یک عمر دلدادگی است؛ خادمی که سرانجام در سایهسار صاحبخانه آرام گرفت. گویی این پایان، پاسخی بود به سالها ارادت، خدمت و پیوند قلبی با فرهنگ اهلبیت(ع).
در اندیشه امام شهید شهادت هرگز به معنای پایان راه نبود. او بارها از شهید به عنوان انسانی یاد کرده بود که مرگ را به زندگی معنا میبخشد و با خون خود آینده یک ملت را تضمین میکند. در این نگاه شهید فقط یک فرد نیست؛ چراغی است که راه را برای دیگران روشن میکند و اجازه نمیدهد ظلمت افق یک جامعه را دربرگیرد.
شاید راز حضور پرشور مردم در این روزهای وداع نیز همین باشد؛ مردم فقط برای بدرقه یک شخصیت سیاسی یا دینی نیامده بودند، بلکه آمده بودند تا با آرمانی تجدید عهد کنند که سالها با آن زندگی کردهاند؛ آرمانی که عزت را بر سازش استقلال را بر وابستگی و ایستادگی را بر تسلیم ترجیح میدهد.
تشییعهای بزرگ تنها آیین سوگواری نیستند؛ لحظههایی هستند که حافظه تاریخی یک ملت بازسازی میشود. نسلهای جوان در کنار نسلهای پیشین روایت مشترکی را تجربه میکنند و درمییابند که برخی نامها فراتر از زمان و مکان در حافظه جمعی یک ملت ماندگار میشوند.
اکنون پیکر امام شهید در کنار مضجع نورانی حضرت رضا(ع) آرام گرفته است؛ اما اندیشهای که یک عمر از کرامت انسان عزت اسلام و فرهنگ شهادت سخن گفت، در دلهای مردم به حیات خود ادامه خواهد داد. شاید این همان حقیقتی باشد که شهیدان همیشه به آن ایمان داشتهاند؛ اینکه جسم در خاک میآرامد اما راه اگر بر پایه ایمان و حقیقت باشد، هرگز به پایان نمیرسد.
فتانه ازانی




