یادداشت

رژه‌های غیرت جاده‌ها/ روایت حماسه‌سازان خاموش راهداری همدان در جنگ رمضان

در روزهایی که آسمان خاکستری‌تر از همیشه بود و جاده‌ها بوی اضطراب می‌دادند، مردانی از جنس عمل و ایمان، بی‌آن‌که در هیاهوی شهر دیده شوند، سر بر شانه جاده گذاشتند و عهد بستند که هیچ محوری در این سرزمین خاموش نشود.

فتانه ازانی

به گزارش دید روز،در روزهایی که آسمان خاکستری‌تر از همیشه بود و جاده‌ها بوی اضطراب می‌دادند، مردانی از جنس عمل و ایمان، بی‌آن‌که در هیاهوی شهر دیده شوند، سر بر شانه جاده گذاشتند و عهد بستند که هیچ محوری در این سرزمین خاموش نشود.
این عهد، همان نقطه آغاز رژه‌های خودرویی بود که به همت راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای استان همدان برپا شد؛ رژه‌هایی که تنها نمایش قدرت نبود، بلکه بیانیه‌ای زنده از اراده، وفاداری و پایداری مردانی بود که جاده‌ها را همچون سنگر پاسداری می‌کنند.

در سپیده‌دم آن روزها، هنگامی که ستون‌های ماشین‌آلات راهداری در امتداد افق صف می‌کشیدند، صدای غرش موتورهایشان چون نبضی تپنده، روح امید را در دل مردم به جریان می‌انداخت. گریدرها، لودرها، کامیون‌ها، برف‌روب‌ها و خودروهای گشت، همگی هماهنگ و استوار، همچون یلی آهنین به حرکت درآمدند. هر خودرو نشانه‌ای از توان، هر راننده تندیسی از تعهد، و هر حرکت گامی در مسیر پاسداری از شریان‌های حیاتی بود.

در آن رژه‌ها، جاده‌ها شاهد بودند که راهداران چگونه با چهره‌هایی آفتاب‌سوخته و قدم‌هایی بی‌تردید، آماده دفاع از آرامش سفرها هستند، شاهد بودند که چگونه ماشین‌آلاتی که سال‌ها در زمستان‌ها با برف و کولاک جنگیده و در تابستان‌ها با سایه نفس‌گیر دما نبرد کرده بودند، بار دیگر به میدان آمده‌اند؛ این بار نه برای نبرد با طبیعت، بلکه برای حفظ تداوم زندگی در هنگامه‌ای که سرزمین نیازمند استقامت بود.

رژه‌های خودرویی از قلب پایگاه‌های راهداری آغاز شد و در خیابان‌ها و مسیرهای اصلی همدان ادامه یافت. مردم که نظاره‌گر این ستون عظیم بودند، آرامشی ناگفته را در نگاهشان می‌دیدند؛ جاده‌هایی که ممکن بود هر لحظه در معرض خطر باشند، اکنون زیر سایه تکیه‌گاهانی قرار داشتند که هیچ‌گاه خسته نمی‌شوند و هیچ‌گاه میدان را خالی نمی‌کنند.

در پشت فرمان هر خودرو، داستانی نهفته بود؛ داستان شب‌های طولانی پای کار ماندن، داستان بازگشایی‌های اضطراری، داستان دستانی پینه‌بسته که هر روز چرخ خدمات را می‌چرخاند. این رژه‌ها، فرصت دیده شدن آن دست‌های خاموش بود؛ دست‌هایی که بی‌دغدغه نام و نشان، تنها برای آرامش مردم تلاش می‌کنند.

ناوگان سنگین راهداری، با نظم و ابهت تمام، در مسیرهای تعیین‌شده پیش رفت؛ منظره‌ای که نه‌فقط قدرت یک سازمان بلکه وحدت یک استان را به نمایش گذاشت. در هر لحظه، این پیام در هوا جاری بود:
“تا زمانی که ما در صحنه‌ایم، هیچ راهی به روی امید بسته نخواهد شد.”

این رژه‌ها، نماد حماسه‌ای از جنس خدمت بود؛ حماسه‌ای که نه با سلاح و آتش، بلکه با آچار، بیل، ماشین‌آلات و غیرت ساخته شد. رژه‌هایی که نشان داد راهداری همدان تنها متولی نگه‌داری جاده‌ها نیست؛ بلکه سنگربانی استوار بر خط مقدم امنیت روانی جامعه است.

در پایان این روایت، باید گفت که رژه‌های خودرویی در دوران جنگ رمضان، تنها عبور چند ده خودرو از خیابان نبود؛ این رژه‌ها تجلی اراده مردان جاده بود. تجلی مردانی که بی‌پروا در برابر هر تهدیدی می‌ایستند تا زندگی مردم جریان یابد.
حماسه‌آفرینانی که اگر نبودند، جاده‌ها خاموش می‌شدند؛ اما اکنون، با حضورشان، مسیرها حتی در تاریک‌ترین روزها نیز روشن ماند.

این حماسه، همچنان در حافظه جاده‌های همدان خواهد ماند؛ جاده‌هایی که هر صبح، رد چرخ‌های غیرت راهداران را با خود به دل تاریخ می‌برند.

مدیر مسئول وخبرنگار پایگاه خبری دید روز

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا