وقتی داشتن سقف بالای سر به دغدغه هر روز مردم تبدیل میشود
شلوغی دفتر یکی از نمایندگان همدان در روز تعطیل و گلایههای مراجعهکنندگانی که با مشکلات مسکن، اجارههای سنگین و نگرانی از بیخانمانی دستوپنجه نرم میکنند، بار دیگر ضرورت رسیدگی جدی به بحران مسکن را یادآور میشود؛ بحرانی که برای بسیاری از خانوادهها، آرامش و فرصت زندگی را تحتتأثیر قرار داده است.

به گزارش خبرنگار دید روز،امروز سری به دفتر یکی از نمایندگان همدان زدم؛ دفتری که با وجود تعطیل بودن روز، مملو از مراجعهکنندگانی بود که هرکدام با مشکلی به دنبال راه چاره میگشتند. در گفتوگو با چند نفر از آنها یک موضوع بیش از همه تکرار میشد، مسکن.
حدود ۸۰ درصد افرادی که با آنها صحبت کردم، به نوعی با مشکل مسکن مواجه بودند. یکی از نداشتن خانه میگفت، دیگری از اجارههای سرسامآور گلایه داشت و فردی دیگر نگران بود که با پایان قرارداد، صاحبخانه او را مجبور به تخلیه کند. روایتها متفاوت بود، اما همه در یک نقطه مشترک بودند؛ نگرانی از تأمین سرپناه و آیندهای نامعلوم.
این صحنه تنها روایت یک روز شلوغ در دفتر یک نماینده نبود؛ تصویری از واقعیت زندگی خانوادههایی بود که بخش بزرگی از درآمدشان صرف تأمین سقفی بالای سر میشود. وقتی داشتن خانه یا حتی پرداخت اجاره به دغدغه هر روز مردم تبدیل میشود، باید پرسید چه زمانی قرار است این مشکل بهصورت ریشهای حل شود؟
اجارههای ماهانه ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومان و حتی بیشتر، برای خانوادههایی با درآمد محدود فشار سنگینی ایجاد میکند. وقتی بخش عمده درآمد صرف اجاره میشود، هزینههای خوراک، درمان، آموزش فرزندان و دیگر نیازهای ضروری چگونه باید تأمین شود؟ در چنین شرایطی، مسئله فقط نداشتن خانه نیست؛ بلکه کاهش کیفیت زندگی، فرسودگی توان اقتصادی خانوادهها و از دست رفتن آرامش آنهاست.
سالهاست درباره ساخت مسکن، تأمین زمین و اجرای طرحهای حمایتی وعده داده میشود؛ اما خانوادهای که امروز توان پرداخت اجاره را ندارد، با وعدههای آینده نمیتواند مشکل فعلی خود را حل کند.
مردم حق دارند بدانند طرحهای مسکن در چه مرحلهای قرار دارند، چه میزان اعتبار به آنها اختصاص یافته و چه زمانی قرار است نتیجه این برنامهها را در زندگی خود ببینند.
چند وزیر، استاندار و نماینده دیگر باید بیایند و بروند تا این مطالبه اساسی به نتیجه برسد؟ آیا وقت آن نرسیده است که مسکن از دایره وعدهها خارج شود و به یکی از اولویتهای اصلی برنامهریزی و تخصیص منابع در استان تبدیل شود؟
حل این بحران به برنامهریزی دقیق، تأمین اعتبار، تعیین تکلیف پروژههای نیمهتمام و نظارت بر اجرای طرحها نیاز دارد.
در کنار ساخت واحدهای جدید، حمایت مؤثر از مستأجران کمدرآمد و خانوادههایی که در معرض بیخانمانی قرار دارند نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
همه مردم توان خرید خانه یا تأمین آوردههای سنگین را ندارند؛ بنابراین سیاستهای حمایتی باید متناسب با شرایط اقتصادی اقشار مختلف جامعه باشد.
شلوغی دفتر یک نماینده در روز تعطیل، وقتی با انبوهی از درخواستهای مرتبط با مسکن همراه است، باید زنگ هشداری برای مسئولان باشد. این مراجعات نشان میدهد که مشکل مسکن برای بسیاری از مردم، موضوعی حاشیهای یا قابلتعویق نیست؛ بلکه مسئلهای روزمره است که مستقیماً با آرامش و آینده خانوادهها ارتباط دارد.
یکی از مراجعه کنندگان گفت،روزی شعار من این بود: «من میخواهم زندگی کنم، نمیخواهم فقط زنده بمانم.» امروز با دیدن شرایط خانوادههایی که تمام توانشان صرف اجاره خانه و تأمین نیازهای اولیه میشود، معنای این جمله را بیشتر درک میکنم.
زندگی کردن یعنی داشتن آرامش، امکان برنامهریزی برای آینده و برخورداری از حداقلهای یک زندگی شایسته؛ نه اینکه انسان هر ماه نگران پرداخت اجاره و هر سال نگران از دست دادن سرپناه خود باشد.
عمر انسان منتظر پایان جلسات، تغییر مدیران و تکرار وعدهها نمیماند. سالهایی که خانوادهها در نگرانی از اجاره و جستوجوی سرپناه سپری میکنند، دیگر بازنمیگردد.
اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان استان و نمایندگان مردم، با نگاهی جدیتر و عملیتر به بحران مسکن ورود کنند و به جای وعدههای تازه، برنامهای روشن با زمانبندی مشخص و نتایج قابل ارزیابی ارائه دهند.
مردم خانه و آرامش میخواهند؛ آنها حق دارند زندگی کنند، نه اینکه تمام عمر خود را صرف زنده ماندن کنند.
فتانه ازانی- مدیر مسئول پایگاه خبری دید روز




