جادههای استقامت/ روایت راهداری همدان در قلب دوران پرچالش جنگ رمضان
در برههای که آسمان همدان گاه دغدغهمندِ سایههای سنگینِ تهدید بود و زمین، شاهدِ صلابتِ مردانی از جنسِ فولاد و ایثار، نه تنها خطوط مقدمِ نبرد، که شریانهای حیاتیِ زندگیِ روزمره مردم نیز در معرضِ آزمونی سخت قرار گرفته بود. در چنین ایامی، راهداری و حملونقل جادهای، فراتر از وظایفِ معمولِ خود، به خطِ مقدمِ پایداریِ تداومِ زندگی تبدیل شد؛ روایتی از استقامتِ جادهها و راهداری که تداومِ چرخشِ چرخِ زندگی را در دلِ سختیها تضمین کرد.

فتانه ازانی
به گزارش دید روز،دوران «جنگ رمضان» برای استان همدان، فراتر از یک برهه زمانی، نمادی از صلابت، مقاومت و تدبیر بود. در این ایامِ ویژه و پرچالش، که تهدیداتِ امنیتی، محدودیتهای تردد و فشارِ مضاعف بر زیرساختهای حیاتی، تصویری از دشواری را ترسیم میکرد، ادارهکل راهداری و حملونقل جادهای استان، با کولهباری از مسئولیت و نگاهی به افقِ تابآوری، نقشی بیبدیل را ایفا نمود. بررسیِ اقداماتِ برنامهریزیشده و عملیاتیِ این دوران، گواهی است بر اهمیتِ مدیریتِ هوشمندانه و ایثارگرانه شبکه راهها، حتی در قلبِ تندبادِ بحران.
در هنگامی که هر کامیونِ حاملِ آذوقه، هر خودرویِ امدادی و هر لودرِ راهداری، بخشی از نبضِ حیاتِ منطقه را در خود داشت، استمرارِ ترافیکِ حیاتی، اولویتی بود که از هیچ کوششی فروگذار نشد. اکیپهایِ راهداری، در سراسرِ محورهایِ اصلی و فرعی، همچون نگهبانانِ بیدار، ۲۴ ساعته چشم به راهِ جاده دوخته بودند. ریزشِ کوه، شکافِ ناگهانیِ آسفالت، یا تخریبِ پلها، در این دوران، نه بهانهای برای توقف، که آغازی بود برای عملیاتیِ فوری و از جانگذشته. با کمترین تأخیر، ماشینآلاتِ سنگین به کار افتادند تا شریانهایِ حیاتیِ کشور، حتی در اوجِ درگیریها، نبضِ تپنده خود را از دست ندهند و صدایِ چرخها، نویدبخشِ تداومِ زندگی باشد.
در عصری که پروژههایِ عظیمِ نوسازی، به ناچار در سایه تحریمها و محدودیتها قرار گرفته بود، راهداریِ همدان، پیمانِ نگهداریِ پیشگیرانه را با جادهها تازه کرد. با دستانِ هنرمندِ راهداران، لکهگیریهایِ دقیق، ترمیمهایِ موضعی، و اصلاحِ شیبهایِ جادهای، نه تنها از فرسایشِ بیشترِ زیرساختها جلوگیری کرد، بلکه سطحِ خدمترسانیِ راهها را در حدِ قابلِ قبولی نگه داشت. این نگاهِ پیشگیرانه، همچون بذری بود که برایِ دورانِ پس از بحران کاشته شد؛ بذری که هزینه بازسازی را کاهش داد و از تبدیلِ خرابیهایِ کوچک به فجایعِ بزرگِ انسدادِ راهها جلوگیری نمود.
ترافیکِ این دوران، داستانی پیچیدهتر داشت؛ در کنارِ خودروهایِ نظامی و امدادی، عبورِ کاروانهایِ مردمی، حساسیتی دوچندان میطلبید. راهداری، با نصبِ علائمِ هشداردهنده، خطکشیِ مجددِ مسیرهایِ پرخطر، و استقرارِ گشتهایِ نامحسوس، سعی در آرامسازیِ این تلاطم داشت. همکاریِ تنگاتنگ با پلیسراه و نیروهایِ امنیتی، مانندِ هدایتِ یک ارکسترِ بزرگ، سبب شد تا جریانِ زندگی، حتی در این شرایطِ پرتنش، با کمترین سوانح و اختلال، مسیرِ خود را بیابد. هر تابلویِ راهنما، هر خطِ سفیدِ جاده، و هر گشتِ راهداری، چون فانوسی بود در دلِ شبِ آشوب.
در شرایطی که نیرویِ انسانی و ماشینآلات، در معرضِ فشاری بیسابقه قرار گرفته بودند، راهداریِ همدان، با روحِ بلندِ انسانیت و تعهد، تبلورِ انسجام شد. شیفتهایِ فشرده، بهکارگیریِ نیروهایِ بومی و داوطلب، و حتی پراکنده کردنِ انبارهایِ مصالح در نقاطِ حساس، تصویری از آمادگیِ کامل را به نمایش گذاشت. پایگاههایِ راهداری، تبدیل به سنگرهایی شدند که مردانِ بیادعا، جانانه از مرزهایِ زمینیِ استان پاسداری میکردند.
هرچند ابزارهایِ هوشمندِ امروزی در دسترس نبود، اما با ارادهیِ پولادینِ راهداران و شبکه ارتباطیِ بیسیم، نوعی «هوشِ مصنوعیِ انسانی» شکل گرفته بود. گزارشهایِ لحظهای از وضعیتِ جادهها، پلها، و مناطقِ در معرضِ خطر، به مراکزِ فرماندهی سرازیر میشد. این «گوشِ تیزِ جاده»، به مدیران امکان میداد تا با دقتِ بیشتری تصمیم بگیرند، نیروها را اعزام کنند و از خساراتِ بیشتر جلوگیری نمایند.




